تبليغاتX
تمام زندگی من یلداست

تمام زندگی من یلداست

درد دل های هاپو


ارسال شده در دوشنبه سوم بهمن 1390 و ساعت 0:36

دارم اخرجيهاى يك روميبينم.يادته؟باغهاى كندلوس... يه بدن سنگين روشونت خسته ازسفرافتاده وخوابيده،دلش خوشه توسينماروشونت سرشو گذاشته و خوابیده.حتا اون خواب و چرت زدن هم برام خاطره شده.اخه پیش عشقم خسته از سفر برای وصال یارخوابیده بودم.

نمیدونم چطوری شبا راحت میخوابی وقتی میدونی چه بلایی سرم اوردی؟!!!باور کن اگه من اینکارو با تو کرده بودم از شدت عذاب وجدان تا الان صدبار مرده بودم.اخه چرا با من قهر کردی؟چرا قطع ارتباط کردی؟یلدا یه زنگ بهم بزن


نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه یکم بهمن 1390 و ساعت 23:29

چراصدامونميشنوى؟ چراجوابمونميدى؟

نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 18:44

با مملی در بارت حرف میزدم.

مادرش به رحمت خدا رفت.براش قضیه رو میگفتم.خیلی براش عجیب بود.برای خودم عجیبه.یلدا تو به من میگفتی خانوادت یهو مخالفت کردن.مادرت میگفت تو ازش خواستی تورو از دست من نجات بدن.همون روز که اومدم رشت پشت پجره خونتون.صداتو از اونجا میشنیدم.خیلی گنگ و نامفهوم بود اما صدای نازتو تشخیص میدادم.یلدا به پدر مادرت هیچوقت نگفتی حتا اونارو هم چقدر دوست داشتم و دارم؟

حتا بابا جون رو با اونهمه توهین که بهم کرد!

نمیدونم بدون من چیکار  میکنی؟واقعا راحت شدی؟خدا کنه غ و غصه تو دل موچولوت نباشه.حتا بدون من

یلدا یادته اون اهنگ ابی؟

کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری

دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری؟

اخ جیگر منو سوزوندی یلدا.به جون خودت تو کافی نت گریم گرفته.صورتمو گرفتم کسی اشکامو نبینه

چند وقت پیش یه اتفاق بد برام افتاد.دلم میخاست بهت بگم.همش میگفتم خدارو شکر پیشی خبر نداره.دل کوچولوش غصه دار میشه.اخ یلدا تو اصلا منو یادته؟تولدم سالگردامون اتفاقایی که برامون خاطره بود همشو فراموش کردی؟

یلدا یادته خیلی وقتا بهت میگفتم میترسم  یه روز تو پیشم نباشی؟میپرسیدم اگه خانوادت مخالفت کنن چی جواب میدادی؟حتا یادمه کجا نشسته بودم باهات صحبت میکردم.درست همون صحنه جلو چشمامه.یلدا یادته من که از قمه و خون متنفر بودم چند سال صبح عاشورا زخم و درد  قمه رو به جون میخریدم از امام حسین میخاستم  فقط تو رو داشته باشم.اخه چرا حتا امام حسین جوابمو اینجوری داد؟اجر و صواب نمیخاستم.چرا اینطور جیگرمو سوزوند؟

یلدا میدونم خودتم میدونی،تنها دلخوشیم چندتا عکس و نامه هاته.عید و تولد وسال تحویل مونس تنهایی منن.

باور کن حتا میترسم باشماره ناشناس به خونتون زنگ بزنم یه لحظه صداتو بشنوم.دلم برای صدات تنگ شده اما میترسم بشنوم و طاقت نیارم و تموم کنم.اخ یلدا قربون صدات بشم.یادته اخرین بار زنگ زدی به گوشی مادرم اخرین حرفت چی بود؟یلدا تو بهم فحش دادی.من قربون صدات میرفتم و تو....

یلدا میشه یه معجزه بشه و برگردی؟یا حتا یه تماس باهام بگیری؟یلدا خیلی بد منو سوزوندی وچزوندی.نمیدونم چطور دلت اومد؟از هرکس بر میومد جز تو.تو که همه داروندار من تودنیا بودی.همه کس و همه چیز من بیکس و تنها.فقط بدون خیلی با اون روزها فرق کردم.دوست و دشمنامو شناختم.از دشمنامو کسایی که زندگیمو خراب کردن بریدم.حتا از اون بیمعرفتی که فکر میکردم پدرمه.خدارو شکر الان خیلی بهتر از اون روزام.میدونم حتا دیگه به این وبلاگ سر نمیزنی اما من برای دل خودم مینویسم حداقل وبلاگ بسته نشه.شاید یه روز اینارو بخونی بدونی چی کشیدم.

خدا نگهدارت باشه  پیشی نامهربون.هنوزم جیگرمنی.میمیرم برات

 


نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه سی ام آبان 1390 و ساعت 17:23

کاش  میدونستی شب و روزمو چطور سیاه کردی.کاش میدونستی تواین مدت چی بهم گذشته.کاش میفهمیدی هنوز مومنم به عشقت.یلدا  برگرد.بی تو میمیرم


نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه دوازدهم تیر 1389 و ساعت 18:59

سلام مهربونم.فدات بشم.منم برای خودتو خانواده ی دوست داشتنیت آرزوی سلامتیو شادی می کنم در هر لحظه .و و بازم بابت فوت خاله ی عزیزت و شوهر و دخترش بهت تسلیت می گم.خیلی متاسفم که پیام تسلیتتو با تسلیت جواب دادم.به امید روزهای خوش

ای کاش هرگز خاله فوت نمیکرد تا همچین اتفاقی پیش بیاد

ای کاش منو رها نمیکردی یلدا


نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه بیست و نهم خرداد 1389 و ساعت 20:47

سلام

الان ماسالم.شرکت شوهر دختر عمم.

خیلی حالم خرابه.هنوزم باورم نمیشه تو بامن اینکارو کرده باشی.منکه با تمام وجود تورو دوست دارم این جوابم نیست.باور کن این جوابم نیست.فکر نمیکردم هیچوقت منو ول کنی.یاد اون دختره افتادم که تو همین وبلاگ نظر میداد و اخر با بوی فرندش بهم زد و میخاست خود کشی کنه.منم الان شرایط اونو دارم.

اصلا به من چه که مادرت از من خوشش نمیاد؟همه میگن اگه دختره تورو دوست داشته باشه حرف تورو گوش میکنه نه مادرشو.اما تو درست برعکس نشون دادی که من اصلا برات ارزشی نداشتم.من که قلبم دریای محبت بود.من که هرگز به خودم اجازه ندادم یک لحظه به جز تو به کسی دیگه فکر کنم.

خیلی تنهام

انگار اون حرفت هم که میگفتی اگه یه شب سرم رو بازوت نباشه و بغلت نکنم خوابم نمیبره هم دروغ بود.انگار الان شبها بهتر میخابی.دیگه کسی نیست که با فکر کردن بهش اعصابت بهم بریزه.

اما این کمال خودخواهیه.تو فقط خودتو دیدی.هرگز به من فکر نکردی.برای من هیچ حقی قایل نبودی.یلدا باور کن منم میتونستم با کسایی دیگه دوست بشم و تورو رها کنم.یکبار به یکیشون گفتم شما دوست داری یکی شوهرت رو از دستت بگیره؟گفت نه!گفتم شما الان داری شوهر یکی دیگه رو از دستش میگیری.خیلی ناراحت شد.برام فرقی نداشت.چون نمیخاستم تو ناراحت بشی.اما انگار ناراحت شدن من برای تو اصلا مهم نیست که اینجور بیرحمانه منو رها کردی.شاید م تقصیر خودمه که اینقدر به تو اعتماد داشتم.شاید اگه من تورو ول میکردم تا اخر عمر عذاب وجدان میگرفتم.اما تو...وای یلدا چطور تونستی؟

حتی اجازه ندادی چهلم خالم و شوهر خالم و دختر خالم بگذره.سر قبر خالم بغض کرده بودم.دوست داشتم بهت زنگ بزنم و گریه کنم.بیشتر به حال خودم گریه کنم.اما جواب نمیدادی.

یلدا باز هم ازت میخام به کارهات فکر کنی.


نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388 و ساعت 13:55

عزيزم ميدونم شايد اين مطلب رو چند هفته ديگه بخوني.اما بازم درگذشت پدر بزرگتو تسليت ميگم.به اميد روز هاي خوش براي خانواده پيشي. راستي بعد اون پست اخري چند تا مطلب ديگه نوشتم.نميدونم چرا ثبت نشده؟همش مونده رو اون پست اعصاب خورد کن لعنتي که ادمو ياد قهر ميندازه این دفعه دومه این مطلب رو پست میکنم اما ثبت نمیشه!!!

نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388 و ساعت 13:35

عزيزم ميدونم شايد اين مطلب رو چند هفته ديگه بخوني.اما بازم درگذشت پدر بزرگتو تسليت ميگم.به اميد روز هاي خوش براي خانواده پيشي. راستي بعد اون پست اخري چند تا مطلب ديگه نوشتم.نميدونم چرا ثبت نشده؟همش مونده رو اون پست اعصاب خورد کن لعنتي که ادمو ياد قهر ميندازه

نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388 و ساعت 13:41

این بلاگفا هم مسخره کرده سه تا پست جدید نوشتم هیچکدومش نشون نمیده. اخریش رو چند لحظه پیش نوشتم بابت ژیله ازت تشکر کردم و نظرمو گفتم.نوشت ثبت شد و وبلاگ در حال بازسازیست.اما پست رو نشون نمیده. من پیشیمو میخام

نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388 و ساعت 13:35

ممنون از هدیه قشنگت. همینطور ممنون از بادوم های خوشمزه ای که برام فرستادی. رنگ ژیله عالیه.سنگین و خوشرنگ و روشن! مخصوصا بارنگ کت شلوارم همخونی داره. تو هنرمندی.خیلی با سلیقه ای.دستت درد نکنه یلدا.هزار تا بوس ابدار

نویسنده : [ مهدی ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © 09354548957 All right reserved
This Template Designed by Mehran Rostami Copyright © 2005 Pars Theme